سيد محمد كمره اى
894
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
ترويج عقيده از درون مقارن غروب بلند شده به اتفاق عين الممالك به خانه آقا ميرزا على آقاى يزدى رفته ، خودش نبود . خواستيم برگرديم آقاى علىزاده هم رسيد ، بعد وارد شده ، مشغول چايى بوديم ، مميززاده رسيد ، شروع به تنقيد بنده و عين الممالك نمود كه چرا امروز عصر منزل برهان رفتيد . گفتم بنده از اول گفتم به دعوت مىروم اما داخل عمليات آنها نمىشوم و به قصد اينكه هم عرض اندام از طرف مقابل آنها بشود و هم به طريق منطقى و ملايمت نيات آنها را كه كميته ديكتاتورى تشكيل ندهند بنمايم . ديدم خيلى زياد مميززاده تنقيد مىكند و از طرف خلخالى بيان مىكند كه او فهميده ما رفتهايم قهر كرده و نمىآيد . بنده به سوءظن افتاده كه امروزه بر هريك از ما لازم است كه نيات سوء تشكيليون را كه مربوط با مبادى فاسده هستند و مىخواهند كميته انتخاب و راى از كميته داده شود كه صرفه ايران در تحت الحمايگى مىباشد و اگر ماها در مجالس آنها و در خارج تنقيد نكنيم و با يك ادله و بيانى فساد اين قسم تشكيل را بيان نكنيم ، فورا آنها بدون معطلى به مقصد فاسد خود نايل خواهند شد و اين سانسور شماها از ما گمان مىكنم خيانت به مملكت و خدمت به مبادى خائنه باشد . اين هم يك قسم از تدبيرات خصم است كه دسته قوى براى تشكيلات تهيه مىكند و چند نفرى را هم كه مىتوانند به ملايمت لطمه به پيش رفتن تشكيلات آنها بنمايند چند نفر به طرز دوستى پيدا مىشوند و آنها را در تحت تضييق دوستانه و قرارداد به اينكه نبايد در سياست مداخله كرد آنوقت مىگويند نبايد تنقيد اعمال آنها را نمود كه آنها بروند و بدون اينكه على الظاهر معارضى داشته باشند تشكيلات خودشان را بدهند و به سر مملكت بياورند آنچه را كه نبايد بياورند . بعد چون خلخالى و خليل آقا و ميرزا على آقاى صاحبخانه نيامده بودند مميززاده گفت قرار بگذاريد كه روز پنجشنبه عصر يا جمعه منزل عين الممالك همگى برويم . گفتم من ديگر حاضر نيستم . بعد بلند شده ساعت سه از شب با علىزاده و عين الممالك بهطرف منزل آمديم . در راه هم اين دو نفر خيلى از اين حركات آقايان دلتنگ شده كه به شعبدهبازى مىخواهند همه قسم داخل در همه جا باشند . جزو آزاديخواهان حقيقى باشند و از دولت هم انتفاعات خود را ببرند .